ماه منیر ناهید
دایه ماه منیره فلسفی ناهید از نخستین مادرانی بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، صدای دادخواهیاش را برای فرزندانش بلند کرد. او مادر احسن و شهریار ناهید است؛ دو برادری که در روز پنجم شهریور ۱۳۵۸، در فرودگاه سنندج، به همراه ۹ مرد دیگر تیرباران شدند.
تیرباران در فرودگاه سنندج
ساعت ۵ بعدازظهر، ۵ شهریور ۱۳۵۸، یازده مرد کُرد، از جمله احسن و شهریار ناهید، بدون محاکمه عادلانه، در فرودگاه سنندج اعدام شدند. جلسهای که به نام «دادگاه» برگزار شد، تنها ۳۰ دقیقه به طول انجامید. صادق خلخالی، قاضی وقت، حتی از جای خود برنخاست؛ عمامه را برداشت، کفشها را درآورد، پایش را روی صندلی گذاشت، از پشت عینک زندانیان را نگاه کرد، نامشان را پرسید و حکم اعدام را صادر کرد.
اتهامات آنان: «قاچاق اسلحه، تحریک به شورش، و قتل» بود؛ بدون ارائه هیچ سند یا مدرکی در کمتر از نیم ساعت، یازده نفر «مفسد فیالارض» خوانده شدند.
احسن ناهید زخمی بود. او را بدون هیچ درمانی و بر روی زمین، همانجا اعدام کردند. حتی برانکاردی را که او را با آن به میدان تیرباران آورده بودند، از زیر بدنش بیرون کشیدند. شهریار، برادر کوچکترش، چند قدم آنطرفتر تیرباران شد.
اسامی اعدامشدگان
- احسن ناهید
- شهریار ناهید
- ناصر سلیمی (با دست زخمی، نخستین نفر در صف اعدامیها)
- عیسی پیرولی (صاحب یک دکه ساندویچفروشی، حتی نمیدانست چرا اعدام میشود)
- مظفر رحیمی (تنها ۱۷ سال داشت)
- جمیل یخچالی
- عبدالله فولادی
- مظفر نیازمند
- سیروس منوچهری
- اصغر مبصری
- عطا زندی
در پایان تیرباران وقتی همه مردهای به زمین افتادن، مرد سفیدپوشی تیر خلاص را بر پیشانی یکییکیشان شلیک کرد. برای پوشاندن صدای گلولهباران از جمعیت معترضی که بیرون فرودگاه تجمع کرده بودند، ملخهای هلیکوپترها را روشن کردند. صحنه اعدام توسط جهانگیر رزمی، عکاس روزنامه اطلاعات، ثبت شد و بعدها به یکی از تکاندهندهترین عکسهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.
من از چه کسی باید دادخواهی کنم؟
در چهلم فرزندانش، دایه منیره مقابل ۶۰ هزار نفر در سنندج فریاد زد:
«من از چه کسی باید دادخواهی کنم؟ دو پسر جوانم و بیگناهم را بدون محاکمه تنها به جرم اینکه کُرد و دانشجو بودند و به گفته مرتجعین آدمکش، برای عبرت دیگران تیرباران کردند….»
این نخستین فریاد علنی یک مادر دادخواه پس از انقلاب بود که در نشریهی کار منتشر شد. برای نخستینبار، سوگ یک مادر از قلمرو خصوصی خارج شد و به امری عمومی و سیاسی تبدیل گشت.
اگر این اسلام است…
پس از اعدام فرزندانش، دایه منیره به تهران بازگشت. در دیداری با آیتالله طالقانی گفت:
«اگر این اسلامیست که در آن فرزندان بیگناهم را میکشد، من به این اسلام شما کافرم.»
در آمفیتئاتر دانشگاه تهران، در برابر جمعی از مردم و دانشجویان، از اعدام فرزندانش در فرودگاه سنندج سخن گفت.
برلین؛ دو هفتهای که تاریخ شد
به دلیل تهدیدات امنیتی، دایه منیره مجبور به ترک ایران شد و به برلین نزد پسرش، حسن ناهید، رفت. در دانشگاه برلین، در مراسمی با عنوان «شب کردستان» سخنرانی تاریخی ایراد کرد:
«….این رژیم جنایتکار است؛ امروز در کردستان قتلعام میکند، فردا به سراغ همهٔ ایرانیها خواهد رفت….»
بر اساس روایت حسن ناهید، در واکنش به این سخنان، شماری از اعضای حزب توده که آن زمان هنوز طرفدار جمهوری اسلامی بودند، سالن را ترک کردند. امروز، پس از چهار دهه، همه میدانند او حقیقت را گفته بود.
تبعید، نه خاموشی
دایه منیره پس از برلین به آمریکا، نزد دخترش رفت. اما سکوت نکرد: در رسانهها، همایشها، و هر جا که شنوندهای بود، صدای مادران کرد و تمام مادران دادخواه ایران شد.
او تنها برای احسن و شهریار نگریست؛ او مادر صدها جوان بیگناه دیگر شد که قربانی جمهوری اسلامی بودند.
- گفتوگو با ران کلی – مجله ایرانجلس، ۱۹۹۳
- گفتوگو با سوزان میسلیاز – کتاب «کردها در سایه تاریخ»، ۱۹۹۷
- گفتوگو با جاشوا پراگر – وال استریت ژورنال، ۲۰۰۶
آخرین دیدار با چشم تاریخ
در سال ۱۳۷۶، در دانشگاه کلمبیا، جهانگیر رزمی – عکاس صحنه تیرباران – با دایه منیره دیدار کرد.
رزمی میگوید:
«مادر احسن ناهید، صورتم را بوسید، چشمانم را بوسید و گفت: از اینکه چشمی را که آخرینبار پسرانم را دیده، دوباره میبینم، سپاسگزارم. تو نگذاشتی درد من به فراموشی سپرده شود.»
او بعدها نوشت:
«فهمیدم دوربینم فقط یک عکس نگرفت؛ یک حقیقت تاریخی را ثبت کرد.»
نامی که خواهد ماند
دایه منیره فلسفی نخستین مادر از جغرافیای ایران بود که سکوت را شکست، دادخواهی را به رسانه، و سپس به عرصه آکادمیک کشاند. او درد را فریاد کرد، و فریاد را به تاریخ سپرد.
از سنندج تا تهران و برلین و تا نیویورک او صدای تمام مادرانی شد که فرزندانشان را از آنها گرفتند و بعد خواستند که فراموش شوند.
«من از چه کسی باید دادخواهی کنم؟» این فقط یک جمله نبود؛ آغاز راهی بود برای عدالت.
منابع
- مصاحبه حسن ناهید
- مصاحبه هوشنگ دیناروند
- نشریه کار، شماره ۲۴
- روزنامه اطلاعات
- مجله ایرانجلس، نوشته ران کلی، ۱۹۹۳
- کردها در سایه تاریخ، نوشته سوزان میسلیاز، ۱۹۹۷
- والاستریت ژورنال، گزارش جاشوا پراگر
- روایت جهانگیر رزمی از عکاسی تیرباران سنندج
صفحه اینستاگرام دایه منیره
گالری
مصاحبهها
حسن ناهید
فعال سیاسی مدنی
جزئیات مصاحبه
راوی: حسن ناهید، فرزند دایه منیره فلسفی
محل مصاحبه: برلین، آلمان
زبان مصاحبه: کوردی (سورانی)
فرمت: مصاحبه صوتی
مدت: ۶۰ دقیقه
مصاحبهگران: منصور طیفوری، فریبا محمدی
Hassan Nahid: Agents from the intelligence services came looking for my mother... (متن کامل شما همینجا میماند)
هوشنگ دیناروند
فعال سیاسی مدنی
جزئیات مصاحبه
راوی: هوشنگ دیناروند
موضوع: روایت شاهد از سخنرانی دایه منیره در برلین
محل مصاحبه: برلین، آلمان
زبان مصاحبه: فارسی
فرمت: مصاحبه صوتی
مصاحبهگر: فریبا محمدی
Interviewer: Did you know the Nahid family personally... (متن کامل شما همینجا میماند)